من زنم, من یک زنم, آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم, لیکن ز سنگم, آهنم
من منم, من مادرم, دوستم, رفیقم, همسرم
شیره جانت ز من چادر مینداز بر سرم
تاب گیسویم سرابی بیش نیست
نقش بیهوده بر آبی بیش نیست
وین لب لعل و حدیث چشم مست
بر لب مست خرابی بیش نیست
وصف ابروی کمان و تیر مژگان سیاه
حربه و ابراز جنگ شعر نابی بیش نیست
من منم, من یک زنم, عطر هوس دارد تنم
نقطه هستی درم از جان و از دل می تنم
روبهک من شیر زنم خاموش تو من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تا بدانی چیست جان و جوهرم
دستی انداز و تو دریاب گوهرم
نیمه تنها مرا از خود بدان
من برابر باتو جنس دیگرم
بال و پر بگشا که اندر راه عشق
بال پرواز گر تویی, من شهپرم